|
"دم همه دم ... علی ... علی ...
صاحب دم ... علی ... علی ... "
.......
" نور خورشید ولایت ، تاجدار هشت و چهار
لا فتی الا علی ، لا سیف الا ذوالفقار "
.......
روزی زیبا و ماندنی ... عیدی پاک و دوست داشتنی ... حماسه ای غرورآفرین و باشکوه ...
اینها توصیف هایی از عزیزترین عیدی است که میشناسم ...
…….
"علی را چه بنامم ، علی را چه بخوانم
ندانم ، ندانم ، ثنایش نتوانم "
اونقدر برام عزیز و پاکه که در وصفش هر چی بگم ... نمیدونم ... شما ها چه احساسی دارین راجع به
مولا ... برام بنویسین ... دوست داشتنی ترین و قشنگ ترین احساساتتونو بنویسین ...
شاید درست نباشه بگم ... ولی همدم تنهاترین تنهایی هام ... شنونده غمگین ترین آوازهام ... دست
گیرنده سخت ترین لحظه هام ... یاد و خاطره علی همراهم بوده ... چندی از دوستان در جریان لحظات
نابی با مولا بوده و هستن ...
ازتون دعوت میکنم ... گاهی چند ... با چند کلامی ... شما نیز همراه من باشید ...
اینها رو که نوشتم ، فکر نکنید که فقط همدم سختی ها و مشکلاتمه ... نه ... هر روز با دیدن چهره زیبای
اون از خواب بیدار میشم و هر شب با یاد اون به خواب ... در زیباترین لحظات نیز بوده و هست ... در کنار
منه و با من ... شاید هم اون قدر نزدیکه که بعضی وقتها نمی بینمش ... گاه حتی با دستهام می تونم
لمسش کنم ... دستشو بگیرم ... و ...
زبان و دست از گفتن و نوشتن بر نمی آد...
حالا شماها بگین ... منتظرم عزیزان ...
عید سعید غدیر ... بر همگان مبارک
|