|
باز دلم هوایی شده ... باز دلم تنگه براش
برای دیدنش ... برای لمسش ... برای بوئیدنش ... برای بوسیدنش
خوش به حال اونایی که الان اونجان ... اینقد دلم می خواد دوباره برم
دوباره نگاش کنم ... دوباره دورش بگردم ... دوباره ...
باز دلم پر می کشه به سوی او ... چه جایگاه بلندی ... چه آسمان زلالی
چه تنهایی خوبی داشتم ... چه شب و روزها نا پیدا ... چه رفتن ها و رفتن ها
تو اون هوای داغ ... تو اون نگاه تند خورشید ... تو اون تکه پاره های ابرهای غروب
یعنی میشه دوباره منو بخونه ... دوباره دستامو تا خود خودش بالا ببره
دوباره برم برای چرخیدن ... برای سعی کردن ... برای سپید شدن ... محرم شدن
" می پرد مرغ نگاهم تا اوج
من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت
من پر از فانوسم "
چقدر تنهایی من بزرگ است ...
چه عظیم و سخت است ...
بال می خواهم ... تا پری بگشایم ... تا نهان تر شوم از چشم همه ...
تا روم تا دور دور ... بال می خواهم ... بال
یا علی |