|
قسمت سوم :
به نام خداوند بخشاینده ی مهربان
خدایا ! دست نیاز به سوی رحمتت دراز کرده ام که دامنه ی آن
فراخنای گیتی را فرا گرفته ؛ به جانب توانایی ات که با آن تمام
موجودات را مقهور خویش کرده ای ، آن طور که جملگی در برابر قدرتت
سر فروتنی به پیش افکنده ، زبون و نا توانند ؛ به سوی شکوه و
جلالت که همه را مغلوب خویش ساخته ؛ به سوی عزتت که از
شدت بزرگی چیزی را در برابر آن ، یارای عرض اندام نیست ؛
به سوی عظمتت که همه جا را پر کرده ؛ به سوی سلطنتت که بر
همه چیز چیره شده است . ای خدایی که پس از فنای کائنات هنوز
باقی باشی و تو را نشانه هایی است که ارکان وجود موجودات را پر
ساخته ؛ علمی است که برهمه چیز احاطه دارد. ای خدایی که نور
وجودت حقایق تمام اشیا را بر خود آشکار ساخته ؛ ای نور ! ای منزه !
ای مبدا گذشتگان و ای غایت آیندگان ! روی نیاز به سوی تو فرا می دارم .
خدایا ! گناهانی که پرده های عصمت را می درد ، لشکریان عقوبت و
عذاب را بر آدمی فرو می ریزد ، نعمتها را دگرگون می سازد ،
دعا را محبوس می دارد ، بلا را نازل می گرداند و امید را قطع می کند
بر من ببخشای !
خدایا ! از سر گناهی که مرتکب شده و از سر خطایی که انجام داده ام
در گذر !
خدایا ! بدین وسیله که تو را به یاد می آورم به تو نزدیکی می جویم ،
وجودت را به پیشگاهت شفیع می آورم ؛ خدایا به وسعت خودت مرا
به جوار قربت نزدیک ساز !
خدایا ! توفیقی عطا کن که شکر تو را به جای آورم .
خدایا ! مرا به یاد ذکر خویش انداز ؛
خدایا ! با آن حالت که یک نفر فروتن ناتوان به خاک افتاده از تو
سئوال می کند در خواست می نمایم که از من درگذری !
مرا مشمول رحمت خود سازی و به حصه ای که برایم
معلوم داشته ای خشنود و قانع گردانی و در جمیع احوال متواضع کنی .
خدایا ! روش سئوال من چون در خواست کسی است که فقر و فاقه ،
کارد را به استخوانش رسانیده باشد ؛ مثل سئوال آن کس که در سختیهای طاقت فرسا ،
احتیاج به سوی تواش روانه کرده و به آنچه نزد تو است رغبت وافر ابراز دارد .
خدایا ! سلطنت تو بس بزرگ ، بارگاهت بسیار عالی ، چاره اندیشی ات نهان و
جریان کارت آشکار است .
خدایا ! مهرت غالب و قدرتت جاری است ؛ با این وصف
فرار از حوزه فرمانروایی ات میسر نخواهد بود .
بنابراین جز تو کسی را نمی یابم که گناهان مرا ببخشاید ، کارهای
نا ستوده ام را پوشیده بدارد ، و اندکی از عمل زشت مرا زیبا کند ؛
آری ! جز تو خدایا سرغ ندارم ؛ در این صورت که را منزه بدانم و
ستایش کنم ؟
( ادامه دارد ... )
|